محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

116

خلاصة الحكمة ( فارسى )

تدبير دند تدبير دند : اهل بنگاله به اطفال شيرخواره جهت ام الصبيان و مرضى كه در پهلوى آنها مىشود كه به اصطلاح خود دبه مىنامند كه با آن تپ و جستن طفل از خواب و حركت پهلو و جستن آن و بىقرارى و گريه لازم است و در طرف دست چپ آن مىشود ، ظاهراً ريح و نفخهء طحال است و آن از امراض صعبه است مر اطفال را مقدار نيم دانه تا يك دانه حبّ السلاطين مقشر را با قدرى آب زنجبيل تر كه به هندى ادرك نامند ساييده به شير مرضعه اگر شيرخواره باشد و الّا با شير بز يا گاو تازه دوشيده به آن مىخورانند يا خالى يا آب ادرك . اگر حبّ السلاطين مدبر باشد بهتر است و اكثر نفع مىبخشد . دستور تشويهء دند : ( حبّ السلاطين ) بدين دستور است كه بعد از مقشر كردن و برآوردن آن گل سرخ و كتيرا بالسوية مقدار ربع دند اضافه نموده ، در لتهء ترى بسته لته را در خمير بگيرند و به دستور در آتش تشويه نمايند و به غير از كتيرا استعمال نبايد كرد و بعضى گفته‌اند كه تدبير حبّ السلاطين بعد از مقشر كردن و جدا نمودن پردهء ميان آن با گل سرخ و كتيرا يك شب در ميان آب ليمو گذاشتن است . نوع ديگر : بگيرند حبّ السلاطين را و مقشر كرده زبانهء ميان آن را دور كرده مغزها را در كيسهء پارچهء صفيقى كرده ، پس بگيرند قدرى سرگين گاو تازه و در آب حل كرده در پاتيلى كرده بر سر آتش گذارند و آن كيسه را به چوبى بسته چوب را بر سر پاتيل گذارند و كيسه را در ميان پاتيل بياويزند به قسمى كه در ته پاتيل و آب سرگين مسطور غرق باشد و بجوشانند و چون چند جوش خوب بخورد بيرون آورده ، مغزها را برآورده نيكو بشويند و استعمال نمايند . نوع ديگر : كه دستور صاحب خلاصة التجارب است آن است كه بگيرند حبّ السلاطين تازهء سفيد [ را ] كه زرد و سياه نشده باشد و مقشر نمايند ؛ چنان‌كه مغز آن درست برآيد و يك شب در آب خالص بخيسانند ، پس در كيسهء كرپاس صفيقى نموده ، كيسه را تر كرده در ميان زبل گاو تازه بگيرند آن مقدار كه در هر طرف آن سه انگشت زبل باشد ، پس به مقدار آن گودى بكنند و كيسه را با زبل در آن گذارند و بالاى آن خاكستر كنند و بالاى خاكستر سرگين گاو جنگلى خشك برافروزند تا آتش در آن گيرد ، قدرى از آن سرگين بسوزد پس به طرف ديگر بگردانند و همين قسم تا جميع اطراف آن اندكى بسوزد ، پس كيسه برآورده دانه‌هاى حبّ السلاطين را از ميان آن برآورده با آب پاك بشويند و از طول